سیاستمدار محبوب خبرنگاران در سالهای دور!
1- امروز سر ناهار دو تا از بچههایی که از یک مصاحبه مفصل برگشته بودند، به طور متفاوت از احساسشان نسبت به مصاحبه شونده میگفتند؛ یکی از این شخصیت خوشش آمده بود و دیگری برخی اظهاراتش را نپسندیده بود. بقیه هم درباره نظر هر کدام از آن دو نفر واکنشی نشان میدادند.
من گفتم: این حق شما و من است که برخی از نظرات یا دیدگاههای سیاسی و حتی غیر سیاسی ایشان و هر شخصیت دیگر را نپسندیم اما اگر این موضوع را منها کنید، دیدار و مصاحبه امروز را چگونه ارزیابی می کنید؟ هر دو گفتند: بسیار آدم با فرهنگ و شعور و با شخصیتی بود. تا دم در به احترام ما آمد. با سعه صدر به سؤالات و حتی انتقادات ما پاسخ گفت و مسائلی از این دست.
گفتم : همین کافی است. همین که شما از مصاحبه و مصاحبتی راضی بیرون آمده باشید و از برخورد خوب یک رجل سیاسی لذت برده باشید و سعه صدر او را تحسین کنید یعنی همه چیزهای خوبی که یک خبرنگار می خواهد!
2- از میان خاطرات تلخ و شیرین مختلفی که از سالهای حضور در سرویس سیاسی کیهان به یاد دارم، خاطرات مصاحبههایی که با این وزیر سابق داشتم برای دلچسبتر و شیرینتر است.
راستش را بخواهید در کلاسهای مصاحبه هم وقتی به مبحث مطالعه و تحقیق درباره شخص مصاحبه شونده می رسم معمولاً یادی از این شخصیت می کنم و از خاطرات خوب خودم با او نمونههایی را یادآور میشوم.
تصویری که از آدمهای متکبر، بی سواد، کم جنبه و بی تحمل، برج عاج نشین و غیره سیاسی داشتم وقتی به «دکتر علی اکبر ولایتی» می رسیدم، کاملاً از ذهن و روحم رخت بر میبست و من مشتاقانه برای تمام برنامه های مربوط به حوزه وزارت خارجه سر و دست می شکستم.
3- دکتر ولایتی چند ویژگی مثبت را همزمان داشت:
الف- هم در حوزه تخصصیاش ورود کامل داشت و به تمام معنی کلمه یک «دیپلمات» بود. در زمان او بسیاری از اجلاسهای منطقه ای مهم در ایران برگزار میشد. به عنوان مثال اجلاسهای صلح تاجیکستان به طور دوره ای در تهران و مسکو برگزار می شد و نمی توان گفت اجلاسهای تهران کم اهمیت تر از مسکو بوده است. دوره مسئولیت ولایتی از معدود دورههایی بود که وزارت خارجه «مستقیماً» و «مستقلاً» بازیگر سیاست خارجی و دیپلماسی کشورمان بوده است.
ب- همانطور که گفتم ولایتی از نوادر شخصیتهای سیاسی بود و هست که بهترین رابطه و رفتار را با خبرنگاران داشته است. هر گاه و در هر موقعیتی از وی تقاضای مصاحبه میکردیم، با خوشرویی میپذیرفت و با سعه صدر به تمام سؤالات ما حتی پرسشهایی که با تعریض و تندی و انتقاد شدید همراه بود پاسخ میگفت و از هیچ انتقاد بجا و نابجایی نمیرنجید و تا آخرین خبرنگار، سؤال خود را مطرح نمیکرد جلسه با خبرنگاران را ترک نمی کرد.
ج- در همین رابطه باید به یکی از ویژگیهای کاملاً اختصاصی وزیر اسبق امور خارجه کشورمان اشاره کنم که منحصر به خود اوست و تا آنجا که سراغ دارم در مورد هیچ وزیر دیگری مصداق و سابقه ندارد و آن جلسات روزهای دوشنبه است که در محل تالار آینه وزارت خارجه یا دفتر وزیر با خبرنگاران حوزه سیاست خارجی برگزار می کرد و به تشریح دقیق و بی پرده اوضاع سیاسی خارجی کشورمان و آخرین اتفاقات مرتبط میپرداخت. هر چند این اظهارات باید کاملاً محرمانه باقی میماند اما فایده آن این بود که خبرنگاران نشریات و رادیو و تلویزیون و خبرگزاریها با احاطه کامل به مسائل آشکار و پنهان سیاسی خارجی به تحلیل مسائل مینشستند و نوعی موضع واحد در این گونه مسائل صورت میبست. فایده دیگر این کار باز هم تقویت رابطه دستگاه دیپلماسی کشورمان و بخصوص شخص وزیر با خبرنگاران و رسانه ها بود و خبرنگاران از اینکه برای اولین بار یک وزیر هر هفته خود - و گاهی به همراه معاون مرتبط با موضوع روز-ش با آنها جلسه تحلیل و بررسی و ارائه اخبار تشکیل می داد، شادمانی بی سابقه ای می یافتند. در این جلسات هم البته شخص وزیر یا معاونان همراهش متکلم وحده نبودند و خبرنگاران هم انتقادات صریح و تند خود را گاه مطرح می کردند و گاه ولایتی با سعه صدر خاصش به همین انتقادات و اعتراضات ترتیب اثر می داد و در حقیقت از خبرنگاران حوزه سیاست خارجی به عنوان نوعی مشاور و همکار بهره می گرفت.
د- معمولاً بخصوص در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بسیاری از مسئولان بلند پایه در معرض در افتادن به وادی فساد مالی - چه خودشان و چه فرزندانشان - قرار داشتند و این اتفاق در دوره های بعدی هم ادامه یافت. ولایتی از معدود مسئولانی بود که علی رغم حضوری بسیار طولانی در این مسئولیت نه خودش و نه فرزندانش به فساد مالی آلوده نشدند و تا امروز در سلامت کامل مالی و اخلاقی باقی مانده اند. به اعتقاد من، بخش اعظمی از این محفوظ ماندن مرهون محبت بی پایان واقعی ولایتی به اهل بیت «ع» است که نمود آن را چندین بار در سال در جلسات روضه خوانی منزلش یا محل کارش مشاهده کرده ایم.
هـ - یکی دیگر از امتیازات دکتر ولایتی، این است که کار در حوزه وزارت امور خارجه باعث نشد که از تخصص اولیه و اصلیاش یعنی فوق تخصص کودکان باز بماند. او همواره در طول سال دو روز هفته را در مطبش به مداوای کودکان و نوزادان پرداخته و میپردازد و در صحبتهایی که سالها پیش با او داشتم از به روز شدن اطلاعات علمیاش در همین حوزه خبر میداد.
و - ولایتی علاوه بر حضور در عرصه سیاست خارجی و پزشکی، دارای مطالعات و تحقیقات مفصل، همراه با نظریه پردازیهای بعضاً منحصر به فرد در حوزه تاریخ ایران نیز هست. وی در همین زمینه احتمالاً بیش از ده - دوازده جلد کتاب تألیف کرده است و همگان از تسلط و احاطه او به حوزه تاریخ ایران (بخصوص تاریخ دوران صفوی!) با مصاحبه های تلویزیونی او خبر دارند.
ممکن است این چند گونگی فعالیتهای او در سالهای گذشته و نیز در حال حاضر که به جای وزارت امور خارجه، مسئولیت مشاورت عالی رهبر انقلاب در مسائل سیاسی را دارد، تعجب کنند یا آنها را زیاد بپندارند اما جالب اینجاست که وی، برخلاف برخی از مسئولانی که نه سه کار، که بیست - سی کار دارند، انسان کاملاً منظم و با برنامه ای است و وقت هیچ کاری را به کار دیگر بار نمی کند.
***
این حرفها را من طی کنفرانسی در سر ناهار به دوستان گفتم و البته در اینجا کمی توضیح بیشتر دادهام اما این نکات که مطلقاً در آنها هیچ چاپلوسی و تملقی نیست - که سالهاست دکتر را ندیده ام و اصولاً مسئولیتهای وی به گونه ای نیست که انسان را به چاپلوسی او بکشاند! - صرفاً به عنوان ادای دینی به یک رجل سیاسی سالم در جمهوری اسلامی است یاد آور شدم و تأکید می کنم هم در آنزمان که خبرنگار سرویس سیاسی بودم و هم الان که در حوزه دیگری قلم میزنم، انتقاداتی را به ولایتی و برخی تصمیمگیریها و اقداماتش داشته و دارم اما بی انصافی است از کسی که در کنار این همه مزایا و نقاط مثبت، اشتباهاتی هم - آن هم از دید ما - داشته و یا دارد، تجلیل نکنیم. آیا باید همه تجلیلها را بگذاریم برای بعد از وقتی که مردی پاک از میان ما می رود؟ و در زمان حیاتش هیچ ذکر خیری از او نکنیم تا مبادا دیگران ما را به تملق متهم کنند و بدین ترتیب حقی ناشناخته باقی بماند؟
پ.ن: هر گونه ارتباط این نوشته با نامزدی احتمالی دکتر ولایتی برای ریاست جمهوری اکیداَ تکذیب می شود. همان طور که نوشتم این نوشته به دنبال یک بحث بر سر میز ناهار با دوستان و برای تجلیل از سلامت مالی و اخلاقی و انضباط کاری یک مسئول سیاسی در جمهوری اسلامی نوشته شده است و بس!